اخرین سونوگرافی نی نی من
سلام عشقم
دیروز بعد از ظهر وقت دکتر داشتم خیلی مطب شلوغ بود با سختی زیاد نشستم تا نوبتم بشه.بالاخره نوبتم شد. خانم دکتر میگفت پسرت چرخیده این دردی که داشتی برای این بوده جاش تنگ شده بعد بهت فشار اومده الان سرت پایین اومده وزنت هم 3/100 شده احساس میکنم کمه.
زایمان طبیعی رو گفت 14 خرداد. ولی مامانی سزارین میکنه پسر قشنگم.برام زده 11 خرداد یعنی هفته دیگه همین موقع مامانی از اتاق عمل اومده بیرون با یک عالم درد
.خانم دکتر گفت بیحست میکنیم ولی نباید وسط عمل بترسی جیغ و داد بزنی
ولی هنوز 2 دلم اخه دوست دارم اولین نفری باشم که می بینمت. بعد دکتر گفت دردش نسبت به بیهوشی کمتر هست.مامانهای عزیز به نظر شما چی کنم؟عزیزم از چیزی که وحشت دارم زردی هست فقط خدا کنه زردی نگیری چون مامانی طاقت نداری دیگه.دکترم گفت اصلا اجیل و چیزهای گرم نخورم فقط سردی بخورم (خاک شیر) مخصوصا بخورم. شبهای سختی دارم واقعا نمی تونم دیگه بخوابم خیلی کمر درد میگیرم. شکمم خیلی ترک خورده . ولی رادوین نمی دونی چه حسی دارم همش برام شیرینه.چون عاشقتم اخه نمی دونی که مامانی چقدر بچه دوست داره بخاطر همین بود دیگه که مامانی 1 ماه بعد از عروسیش شما رو باردار شد.حالا برای اولین سالگرد ازدواج من و بابایی شما هم هستی(4 مرداد).همه گفتن خیلی زوده ولی ما خودمون خواستیم که بیایی..الان هم راضی راضی هستم که زود اومدی.منتظر ورودت هستم بادکنک خریدم که وقتی از بیمارستان میبریمت خونه پشت ماشین پر از بادکنک باشه تمام راه پله دور نرده بادکنک میزنیم.. راستی جیگر طلای من دکتر گفت شاید زودتر دردت بگیره بیایی بیمارستان امادگی اش رو داشته باش.عاشقانه می خوامت .منتظر دیدنتم


اخرین سونوگرافی نی نی من
